X
تبلیغات
رایتل
یادداشتهای روزانه
دوشنبه 3 تیر‌ماه سال 1387
موقعیت زن در ایران باستان

 

موقعیت زن در ایران باستان

در دوران بیش از ده هزار سال پیش از میلاد پس از یک سری تغییرات در وضعیت اقلیمی ایران اندک اندک انسان غارنشین برای خود خانه ساخت و خانواده به عنوان کانون قدرت شناخته شد.

چون زن هم در خانه و هم در بیرون از خانه با  مرد در کار تولید و رفع حوایج زندگی همکاری داشت و از طرفی تولید مثل و استمرار نسل به طور فطری  بر عهده او بود لذا ارزش  زن نسبت به مرد افزایش یافت و قدرت به نفع زن متمایل گشت.

در این دوران که دوران مادرشاهی نامیده می شد حق فرمانروایی حق قضاوت و حق  اداره امور مربوط به خانواده همه در دست زن بوده است.

 اختلاف نیروی بدنی که امروز بین زن و مرد مشهود است در آن روزگار قابل ملاحظه نبود. زن در این دوران از حیث بلندی قامت و نیروی جسمانی نه تنها دست کمی از مرد نداشت؛ بلکه به مقتضای طبیعت موجود کاملا نیرومند بود که می توانست ساعت‌های درازی را به کارهای دشوار بپردازد و به هنگام حمله دشمن به خاطر خانواده و قبیله اش تا سر حد مرگ مبارزه کند.»

علاوه بر رهبری اقتصادی و اجتماعی مقام روحانیت نیز از امتیازات زن بود و ایرانیان مانند همسایگان خود مذهب مادرخدایی داشته اند و در نواحی مختلف ایران پرستش الهه مادر رواج داشت. از جمله در لرستان مجسمه ای کشف شده که سر زنی را تمام رخ نشان می دهد که  رب النوع این اقوام است

دوران مادرشاهی با انقراض سلسله ماد به پایان رسید و در مغرب ایران کم کم رژیم مادرشاهی جای خود را  به رژیم پدرشاهی داد.
بعد از آن، در حکومت هخامنشی زن و مرد از حقوقی برابر و یکسان برخوردار شدند. در سلسله هخامنشی که بنیانگزار آن کورش بزرگ بود ملکه ماندانا مادر کوروش و دختر آستیاک(آخرین پادشاه ماد) در انتقال قدرت به پسرش کوروش تأثیر انکارناپذیری داشت.
 زن زرتشتی در این قرن از بیشترین حقوق متعالی برخوردار بود و یکی از درخشان ترین ادوار تاریخی خود را  می گذراند. همانطور که گفته شد نمونه کامل آن ماندانا مادر کورش بود؛ که بارها کوروش به وجود او افتخار کرده است.
چون آخرین پادشاه ماد (آستیاک) فرزند پسر نداشت؛ ملکه ماندانا حق شاهزادگی داشت و به همین خاطر در انتقال قدرت به کوروش کبیر مؤثر بود. ماندانا مدرسه و گروه های پارس را بنیان نهاد که در آن عده زیادی از پسران همسن و سال کوروش، تیراندازی، اسب سواری و فنون نبرد را  می آموختند. گذشته از این ماندانا به کوروش آموخت که حق چیست و نا حق کدام است و احترام فوق العاده ای را که کوروش نسبت به مادرش ماندانا رعایت می‌کرد؛ به پاس داد و عدالتخواهی بود که از او آموخته بود.
بنا به معتقدات زرتشتی از شش امشاسپند (فرشته) دین زرتشت سه فرشته مذکر و سه فرشته مؤنث هستند. سه امشاسپند مذکر عبارتند از: بهمن- اردیبهشت- شهریور و سه امشاسپند مؤنث عبارتند از: اسفند- خرداد- مرداد و از اینجا می توان عظمت مقام زن و اینکه در خلقت هم از برابری برخوردار بودند را در آیین زرتشت دانست. 
زناشویی در دین زرتشت عملی مقدس و ستایش انگیز بود که از هر گونه تحقیر و تبعیض و نابرابری به دور بود.
از خصوصیات حقوقی برابری زن و  مرد در دین زرتشت آن است که همانطوری که مرد پس از زناشویی به لقب  سرور و کدخدای خانه ملقب می گشت؛ زن نیز بعد از زناشویی به لقب نور و فروغ خانه ملقب می‌شد. به عبارت دیگر مرد کدخدا و زن کدبانوی خانه بود. زن پس از ازدواج در صف همسری شوهر قرار می گرفت؛ نه در ردیف اموال و یا از تابعین او. به عبارت دیگر زن کنیز و برده مرد نبود بلکه همسر و همدل و همراه مرد بود و در کلیه حقوق با مرد برابر و در جمیع امور با او شریک به شمار می آمد.
بنابراین رفتار مردان نسبت به زنان در ایران باستان همراه با نزاکت بود. چه در زندگی خصوصی و چه در زندگی اجتماعی.

منبع :  http://maka007.blogfa.com/post-28.aspx